جستاری در تمدن باستانی جیرفت
1.درآمد
جیرفت،شهری در استان کرمان در ایران،در کرانۀ هلیل رود و دامنه های جنوبی جبال بارز،در موقعیت جغرافیایی'' 13 '40 ˚28'' 13 '44 ˚57 شرقی هوای شهر،در زمستان،بسیار گرم و درزمستان،معتدل است.جیرفت از گرمترین شهرهای ایران و جهان است که در سپتامبر 1933 (شهریورماه 1312 خورشیدی)،دمای 120 درجۀ فارنهایت(49 درجۀ سانتیگراد) نیز در آن به ثبت رسیده است.خرابه های شهر کهن جیرفت،اکنون تنها،یک کیلومتر با شهر کنونی دارای فاصله است.از آن هنگام که سازمان میراث فرهنگی ایران،کشف شهر یکهزار سالۀ سوخته را در نزدیکی جیرفت اعلام کرده است،نام ((جیرفت))،در محافل باستانشناسی،شهرۀ عموم گشته است.
تمدن جیرفت،تمدن عصر اولیۀ برنز در کرمان ایران است که قدمت آن،مطابق با کمترین آمار،به حدود بیست و شش قرن پیش از میلاد مسیح(بیش از چهارهزار و سیصد سال پیش) باز می گردد.اهمیت تمدن مزبور،نخستین بار توسط پرفسور یوسف مجیدزاده در سال 2003 میلادی،بر بنیاد حقایق هنری-معماری بیان شده از جانب مقامات جمهوری اسلامی ایران،خاطرنشان گشت.موقعیت خود جیرفت،موقعیتی بسیار حائز اهمیت در نیمۀ هزارۀ سوم پیش از میلاد است که پل ارتباطی تمدن ایلام در باختر و تمدن درۀ سند در خاور،بوده است.
تحقیق در این تمدن،طرحی نسبتاً جدید و یک پروژۀ باستانشناسی چندملیتی است که تمدنی از پیش ناشناخته را در مجموعه ای از مکانهای جدیداً کشف شده در استانهای سیستان و بلوچستان و کرمان،به ویژه تپۀ کُنارصَندَل،نزدیک جیرفت در ناحیۀ هلیل رود،آشکار می سازد.اکنون در این منطقه،حداقل دوازده مکان تحت حفاری است که به نظر می رسد قدیمیترین آنان،دارای بیش از هفت هزارسال قدمت است و شهرسوخته،تپۀ بَمپور،اِسپیه دِژ،شهداد،ابلیس و تپه یحیی در همسایگی استان سیستان و بلوچستان،از جذابترین آنان به شمار می روند.
اکتشافات تصادفی اخیر،به موجی از حفاریهای غیرقانونی و به ویژه تاراج گورستانهای کهن،منجر گشته است.برخی از اجناس مصنوعی قاچاق کشف شده،آن چنان قابل توجه بوده اند که نیروهای پلیس فراوان،به منظور تلاش در راستای متوقف ساختن غارت،اعزام گشته اند.در این راستا،پلیس بین الملل(اینترپل) نیز برای متوقف ساختن تجارت کالاهای مزبور،مشغول همکاری با پلیس داخلی است.
یافته های اخیر که یک عصر مستقل برنز،تمدنی با معماری و زبان منحصر به خویش را آشکار ساخته،پرفسور یوسف مجیدزاده رئیس گروه حفاری معماری در جیرفت را به رغم مخالفت بسیاری از کاوشگران،باستانشناسان و صاحبان رای و حکمت،بدین اندیشه سوق داده است که آثار مزبور خرابه های پادشاهی مفقود آراتا1 در افسانه های سومر هستند.این در حالی است که بسیاری از صاحبنظران نظیر دَنیل تی پُتس2 و پیُتر اشتاینکلر3 برآنند که مکان مزبور،دارای پیوندهایی عمیق با دولت-شهر مارهاشی4 است که ظاهراً در ناحیۀ خاوری ایلام واقع گشته است.5به رغم تمامی اختلاف نظرهای موجود،آن چه که مسلم است آن است که پادشاهی مزبور،دارای صنعت کوزه گری بسیار وسیع و پیشرفته و مرکز ترابری بازرگانان و تجار و نیز دارای کنشهایی متقابل با ایلامیها نیز بوده است.
2.اکتشاف و حفاری
بسیاری از یافته های مربوط به جیرفت،از تاراج کنندگان و روستانشینان تهیدستی که ناحیۀ جنوب جیرفت را تا سال 2001(1380)؛یعنی سالی که گروه یوسف مجیدزاده حفاریهای خویش را آغاز کرد،از اشیاء قدیمی خالی کرده اند،به دست آمده است.گروه مزبور،به اکتشاف بقایای خرابه هایی متعلق به نیمۀ دوم هزارۀ سوم پبش از میلاد همت گمارد که دربرگیرندۀ ناحیه ای بیش از 2 کیلومتر مربع بود.
اشیاء مصنوعی به تاراج رفته و برخی ظروف کشف شده توسط حفاران،دارای ((سبکی میان فرهنگی)) بوده اند.گونه ای کوزۀ شناخته شده در میاندرود و فلات ایران،از دهۀ 1960،در تپه یحیی6 نیز یافت شده است.فرضهای مختلف مربوط به ((تمدن جیرفت)) حاکی از آن است که این ((سبک میان فرهنگی))،در حقیقت،سبکی متمایز از تمدنی دراز مدت و ناشناخته بوده که قبل از آن موجود بوده است.
این امر،به گونه ای کلی مورد پذیرش قرار نگرفته است.اُسکار موسکارلا7،باستانشناس موزۀ متروپلیتن هنر8،انتقاد می کند که حفاران،بیش از آن که به انتشار گزارشهای آکادمیک مبادرت ورزند،به اعلانهای احساسی توسل جسته اند و ادعاهای آنان،مبنی بر آن که مشخصات زمین شناسی،صخره شناسی و رسوبهای نواحی مزبور،بیانگر استمرار حیات بشری تا هزارۀ چهارم پیش از میلاد در منطقۀ مذکور است،بیش از حد خوشبینانه است.اما موسکارلا نیز اهمیت منطقۀ مزبور را از حیث تاریخی مورد تأکید قرار می دهد.9
پس از اکتشافات فراوان منحصر به فرد در منطقه،مجیدزاده،جیرفت را ((گاهوارۀ هنر)) نامید.در آن هنگام،بسیاری از محققان،تئوری مزبور را بدان واسطه که در جیرفت،هیچ گونه خطی کشف نگشته است به زیر سؤال بردند؛اما اندکی پس از آن،اکتشاف نسخه هایی در زیگورات کُنارصَندَل،بسیاری از کارشناسان را به بازنگری دیدگاههایشان در جیرفت،وادار ساخت.
3.موقعیت جغرافیایی جیرفت کهن
مکان نخستین جیرفت،مشتمل بر دو تپه کُنارصَندَل ((الف)) و ((ب)) با ارتفاع به ترتیب 13 و 21 متر در موقعیت تقریبی '5 ˚28 شمالی و '8 ˚57 شرقی است که با یکدیگر دارای فاصله ای چند کیلومتری هستند.در کُنارصَندَل ((ب))،قلعۀ دوطبقۀ پنجره دار با زیربنایی در حدود 13.5 هکتار یافت شده است.
4.محصولات مصنوعی
حفاریهای باستانشناسی در جیرفت،منتهی به کشف اشیائی فراوان متعلق به هزارۀ چهارم پیش از میلاد مسیح گشته است.آخرین حفاریهای باستانشناسی جیرفت،موسوم به بهشت پنهان باستانشناسان جهان،منجر به کشف مجسمه ای برنزی با تصویر سر بُز گشته است که به هزارۀ سوم پیش از میلاد مسیح باز می گردد.مجسمۀ مزبور در گورستان تاریخی جیرفت یافت شده که حفاریهای اخیر در لایه های زیرین این گورستان،آشکار ساخته است که تاریخ منطقۀ هلیل رود،به گونه ای مشاجره آمیز به هزارۀ چهارم پیش از میلاد مسیح،دورانی که بسیار پیش از تمدنهای کهن میاندرودی است،باز می گردد.
از جمله دلایلی که باستانشناسان و تاریخدانان ارائه می دهند که ثابت کنند میاندرود گاهوارۀ تمدن است،آن است که اغلب مدارک تاریخی قدیمی و آثار باستانی که تاکنون در جیرفت کشف گشته است،به هزارۀ سوم پیش از میلاد یا نزدیکتر باز می گردد و بدین روی برآنند که ناحیۀ مزبور،قادرنخواهد بود مکانی باشد که تمدن از آن آغاز گشته باشد.این درحالیست که با حفر مجرایی در قسمت زیرین گورستان مَتُت آباد10،برخی مدارک فرهنگی و محصولات مصنوعی کهن متعلق به هزارۀ چهارم پیش ازمیلاد مسیح پیدا گشت که ثابت کنندۀ حقیقتی بود که بر بنیاد آن،تاریخ ناحیۀ مزبور،حتی فراتر از هزارۀ چهارم،به هزارۀ ششم پیش از میلاد باز می گردد.بنا به اظهارات پرفسور مجیدزاده،صرف نظر از اشیاء باستانی یافت شده تاکنون،باستانشناسان،قادر گشته اند که مجسمه ای برنزی با هیأت سر بز را از یکی از مقبره های گورستان جیرفت،به در آورند که درباب تاریخ منطقه و این که آیا قدمت آن بیشتر یا کمتر از میاندرود است،پرسشهایی جدید برانگیخته است.مجیدزاده در ادامه می افزاید دو گونۀ مختلف از خاک کوزه گری در این گورستان کشف گشته،که برخی متعلق به هزارۀ سوم پیش از میلاد و برخی متعلق به هزارۀ چهارم قبل از میلاد مسیح است.تصور می شد که منطقۀ مزبور،در هر دو دوره،گورستان بوده؛اما مجاری حفرشده در گورستان،حاکی از آنند که منطقۀ مذکور،در خلال هزارۀ ششم پیش از میلاد،منطقه ای مسکونی بوده است.پس از آن که منطقه،در طی هزارسال،به تدریج با رسوبها و لایه های گوناگون پوشیده شد،گورستان مزبور،در بقایای ناحیۀ مسکونی سابق،ایجاد گشت.تیم باستانشناسان که در حال حاضر در این منطقه به کار مشغول است،مأمور گشته است تا با ادامۀ حفاریها،به مطالعه ای بیشتر درباب لایه های عمیقتر،ادامه دهد.عملیات ژئوفیزیکی صورت گرفته توسط متخصصان فرانسوی در منطقه،حاکی از وجود حداقل 10 دوران باستانشناسی و تاریخی،در منطقه ای متعلق به تمدنهای گوناگون است که در طی دورانهای مختلف تاریخی،در این ناحیه زندگی می کردند.بنا بر اندیشۀ متخصصان فرانسوی که در این عرصه مطالعه کرده اند،مدارک باقی مانده از تمدنهای مزبور،ممکن است تا 11 متر زیر زمین،رد یابی گردد.آنچه که آشکار است آن است که مدرک تمدن تل ابلیس در بردسیر،موسوم به دوران علی آباد(قرن چهارم پیش از میلاد)،که توسط ژوزف آر.کالدول11،باستانشناس امریکایی آشکار گشته است،قادر است در تمامی قسمتهای ناحیۀ مزبور،ردیابی گردد.
غارت گورستان متت آباد توسط قاچاقچیان،که موجب فاجعه ای غیرقابل باور در تاریخ باستانشناسی گشته است،توجه افکار عمومی را بدین ناحیه جذب کرده است.تنها از یکی از گورستانها،30 ظرف سنگی،تعدادی ظرفهای فلزی و گلی،به همراه اشیاء طلایی،توسط قاچاقچیان به تاراج رفته است.
برخی بر این باورند که حفاریها،در لایه های عمیقتر گورستان جیرفت،حاکی از آن است که تاریخ منطقۀ مزبور،به چهارمین هزارۀ پیش از میلاد باز می گردد.این امر،مستلزم اثبات این ادعاست که جیرفت،بسیار پیش از تمدنهایی که نخست در میاندرود کشف گشته،گاهوارۀ تمدن بوده است؛اگرچه ادعای مزبور،هنوز توسط سازمانهای جهانی،تأیید نگشته است.
5.خط
تا پیش از کشف مردسنگی که برخی آن را از خدایان تمدن کهنسال جیرفت دانسته اند و نیز مکان عبادتگاه تمدن جیرفت در نزدیکی تپۀ کنارصندل،به همراه لوح نوشته هایی که گروهی را بر آن داشته است که تمدن جیرفت از مخترعان خط در جهان بوده است،تنها،خطوط باستانی میخی و هیروگلیف به عنوان تنها خطوط دوران باستان شناخته گشته اند.
با بررسی نسخه ای متعلق به دورانی کهنتر از هزارۀ سوم پیش از میلاد،باستانشناسان،برآنند که زبان مکتوب در جیرفت،بسیار قدیمیتر از میاندرود بوده و زبان خطی از این ناحیه به میاندرود راه یافته است.12مجیدزاده،بر این باور است که به کشف نسخه هایی مبادرت ورزیده که قابل مقایسه با ایلامی خطی13 است و تاریخ آن به 22 قرن پیش از میلاد مسیح باز می گردد.اعلان اکتشاف مزبور،با تردیدهای فراوان مواجه گشت.لولِر14 از یاکوب دال15،متخصص متون باستانی در دانشگاه آزاد برلین،چنین نقل کرده است: ((هیچ متخصصی در جهان،اینها را جز شیادی مطلق نمی داند.))16دربرابر،مجیدزاده،توسط همکار حفار خویش،هالی پیتمَن17 از دانشگاه پنسیلوانیا،که بر آن است اکتشافات اولیۀ تمدنهای جدید،با شکاکیتی مشابه مواجه می گردد،مورد حمایت و پشتیبانی قرار گرفته است.
از آن جا که خطهای مکشوف،به هیأت اشکال هندسی بوده،فاقد معادل می باشند،تاکنون کارشناسان موفق به قرائت آنها نگشته اند.کشف الواح مزبور،این ادعا را که در منطقۀ جنوب شرق ایران در دوران باستان سواد موجود نبوده است،به کلی زیرسؤال برده،بطلان آن را به اثبات رسانیده است و برخی را بر آن داشته که الواح را متعلق به یک پادشاهی بزرگ،با وسعتی نزدیک به 400 کیلومتر مربع و با مرکزیت احتمالی جیرفت دانند.
6.سخن آخر
به رغم آن که نگارندۀ این سطور،در طول سالهای تدریس خویش در دانشگاه،در مبحث تاریخ تحولات حقوق بین الملل،بر اساس مستندات تاریخی و بر بنیاد اندیشه های شادروان پرفسور مهرداد بهار،بر آن بوده است که میاندرود گاهوارۀ تمدن بشری است،با کشف هر چه بیشتر تمدن کهنسال جیرفت،به ویژه در سالهای 2001 میلادی به بعد،و انتشار مقالات متعدد در این باب،به ویژه در روزنامۀ فرانسوی زبان لوموند،نگاههای جهانی بار دیگر به ایران معطوف و این احتمال مطرح گشت که ممکن است اندیشه های گروهی دیگر از پژهشگران نظیر شادروان پرفسور حسابی و دکتر میرشمس الدین ادیب سلطانی،در باب ظهور نخستین تمدنهای بشری در پهنۀ کهن دیار ایران،صادق باشد.آن چه که در ارزیابی تمدن جیرفت حائز اهمیت فراوان است تفاوت میان سکونت و تمدن است که باید مورد توجه فراوان قرار گیرد.به رغم آن که کشف جمجمۀ انسان پکن در چین،حاکی از سکونت انسان نخستین در مدت زمانی قریب به هفتاد هزار سال در آن کشور دارد،هیچ گونه آثار تمدنی از انسان مزبور کشف نگشته است.این در حالیست که وجود آثار تمدن در جیرفت کهنسال،در هزارۀ سوم پیش از میلاد با اکتشاف نسخه های خطی پرتو ایلامی،ارتباطات تجاری با ایلام و حتی فراتر از آن،به زعم برخی محققان،مرکزیت فرهنگی و تجاری جیرفت کهن،گفتگوها و اختلاف نظرهایی فراوان را سبب گشته است.از سوی دیگر،با کشف نسخه های خطی در ویرانه های جیرفت،که خطهایی به صورت نشانه های هندسی است،و نشانه های مزبور با خطوط پرتو ایلامی و هیروگلیف،دارای تفاوتی بنیادین است،برخی بر آن گشته اند که تمدن مزبور،ضمن داشتن ارتباطاتی با تمدنهای دیگر آن دوران،دارای هویت مستقل فرهنگی نیز بوده است.نسخه های مزبور که در حال حاضر در مراکز تحقیقی و دانشگاههای معتبر جهان در حال بررسی و کشف رمز است،بسیاری از ابهامات موجود را در باب تمدن جیرفت و تاریخ کهنسال جهان،دگرگون خواهد ساخت و هرگاه اثبات گردد که قدمت تمدن جیرفت،به هزارۀ ششم پیش از میلاد و پیش از آن باز می گردد،به دلیل تقدم زمانی بر تمدنهای میاندرود،قدیمی ترین و کهنسالترین تمدن جهان خواهد بود؛هرچند که در حال حاضر نیز برخی محققان،نظیر پرفسور یوسف مجیدزاده و هالی پیتمن،به رغم مخالفت گروهی دیگر،بر بنیاد اسناد و مدارکی تاریخی،بر این باورند.در این صورت،بعید نخواهد بود که تمدن مزبور،علاوه بر تحت تأثیر قراردادن تمدنهای میاندرود،دارای آثاری غیرقابل انکار بر تمدن عظیم موهنجودارو و درۀ سند نیز باشد و هرگاه صحت ادعای مزبور ثابت گردد،بعید نیست که تاریخ باستانی جهان،به گونه ای دیگر از آن چه که تاکنون بوده است،به رشتۀ تحریر درآید.
1-آراتا(Aratta)،سرزمینی است که در افسانه های سومری به چشم می خورد.آراتا،سرزمینی به گونه ای افسانه ای ثروتمند،سرشار از طلا،نقره،سنگ لاجورد و سایر مواد گرانبها و صنعتگرانی است که آنها را می ساختند و مکانی بسیار دور از سومر بوده است.آراتا،در افسانه های مزبور،موطن الهه اینانا(Inana) است که وفاداری و تبعیت خویش را از سرزمین مزبور،به اوروک(Uruk)،از شهرهای سومر انتقال می دهد و سپس در قرن بیست و هفت پیش از میلاد،توسط اِنمِرکار(Enmerkar) بنیانگذار اوروک،تسخیر می گردد.انمرکار از آراتا می خواهد تا سنگهای قیمتی را از کوهها پایین آورده،تمامی موجودی طلا،نقره،لاجورد و کانهای گرانبها را به اوروک ارسال دارد تا بدان وسیله،معبدی سازد.اینانا به وی دستور داد که فرستاده ای را که از کوههای زوبی(Zubi) بالا و پایین می رود،به آراتا فرستد و پیش از رسیدن به آراتا از شوش،انشان(36 کیلومتری شمال شیراز) و پنج،شش،هفت کوه بگذرد.دربرابر،آراتا،خواستار غله شد.این در حالی بود که اینانا،وفاداری خویش را به اوروک انتقال داده بود و غله،پشتیبانی مردم آراتا برای اوروک را میسر می ساخت.بدین روی پادشاه آراتا،از انمرکار خواست تا قهرمان خویش را برای مبارزه ای با قهرمان آراتا بر سر الهه اینانا گسیل دارد.سپس پروردگار ایشکور(Ishkur) باعث شد که محصولات آراتا رشد کند.قهرمان آراتا در مبارزه شکست خورد.اما جادوگری پیشنهاد کرد که تقاضای اوروک مورد اطاعت و تبعیت قرار گیرد و مشاوری اظهار داشت که وی حمل و نقل کالاهای خویش را به آراتا توسط بی خانمانها انجام خواهد داد.سپس جادگر،حیوانات اوروک را افسون کرد؛اما زنی عاقل،از وی هوشیارتر بود و اِنسوهگیرآنا(En-suhgir-ana)،شکست و از دست دادن الهه اینانا را به انمرکار،مورد پذیرش قرار داد.سپس ارتش انمرکار،با توصیه اینانا،فلزات و سنگهای ساخت آراتا و فلزسازان و سنگتراشان آن سرزمین را به چنگ آوردند و تمامی خاک آراتا،متعلق به وی گشت.آراتا،به عنوان دارندۀ کنگره هایی ساخته شده از لاجورد سبز و آجرهایی ساخته شده از سنگهایی از جنس قلع توصیف گشته است که از کوههایی استخراج شده اند که در آنها درخت سرو می روید.پرفسور مجید زاده،ویرانه های جیرفت را خرابه های آراتای قدیم دانسته است.اکنون ویرانه های سرزمین اوروک نیز در شمال غربی ویرانه های اور،در سی کیلومتری شرق السماوه در استان المثنای عراق کنونی،موجود است و برخی برآنند که نام عراق از اوروک گرفته شده است.
2-Daniel T.Potts
3-Piotr Steinkeller
4-Marhashi
5-مارهاشی که آن را مارهاسی(Marhasi)،پارهاسی(Parhasi) و بارهاسی(Barhasi) نیز نامیده اند،حکومتی در شرق ایلام در فلات ایران و متعلق به هزارۀ سوم پیش از میلاد است که از طریق منابع میاندرودی شناخته شده،مکان آن نامعلوم است.برخی آن را واقع در جنوب گوتیوم(Gutium)-که در قسمت شمالی میاندورود از فرات تا دامنه های زاگرس گسترده بود-و برخی دیگر نیز آن را در جنوب کردستان جدید،دانسته اند.
6- تپه یحیی،منطقه ای واقع در 90 کیلومتری جنوب غربی جیرفت است که حفاری آن از 1967 تا 1975،توسط مدرسۀ امریکایی بررسی پیش از تاریخی(American School of Prehistoric Research) و تحت نظارت لامبرگ کارلوفسکی(Lamberg-Karlovsky) صورت گرفت.سکونت در ناحیۀ مزبور از هزارۀ ششم(حدود 5500ق.م.) تا دوم پیش از میلاد و از قرن دهم تا چهارم قبل از میلاد مسیح بوده است.در هزارۀ سوم پیش از میلاد،منطقۀ تپه یحیی،مرکز تولید کوزه های کلورایت(Chlorite Potteries) با کریستالهای سبز رنگ بوده که به میاندورود صادر می شده است.در این دوران،ناحیۀ مذکور،تحت سیطرۀ ایلامیها بوده و تابلوهایی با نسخه های خطی پرتو-ایلامی(Proto-Elamite) نیز در آنجا یافت شده است.تپۀ مزبور،به شکل تقریبی دایره ای با قطر تقریبی 187 متر و دارای حدود بیست متر برآمدگی است.
7-Oscar Muscarella
8-
9-O. White Muscarella, Jiroft and “Jiroft-Aratta”: A Review Article of Yousef Madjidzadeh, Jiroft: The Earliest Oriental Civilization, Bulletin of the Asia Institute 15 (2005) 173-198.
10-Matot Abad
11-Joseph R. Caldwell
12-Yousef Mazidzadeh, Jiroft earliest oriental civilization (2004).
13-linear Elamite
14-Lawler
15-Jacob Dahl
16-Andrew Lawler, Ancient Writing or Modern Fakery?, Science
17-Holly Pittman

