تأثیر اندیشه های مایکل لِدین1بر سیاست خارجی ایالات متحدۀ امریکا
1.درآمد
مایکل آرتور لدین(متولد 1 اوت 1941 در لس آنجلس کالیفرنیا)،یکی از محققان انستیتو امریکن اینترپرایز2 و سرمقاله نویس نشریۀ نشنال ریویو3 است.لدین بنیانگذار انستیتوی یهودی امور امنیت ملی4(JINSA) و عضو شورای مشاوران آن است.لدین،عضو شرکای بِنادُر5 نیز هست.در 1974،لدین،راهی رم،گشت و در آن شهر،فاشیسم ایتالیا و تروریسم6 را خواند.در 1977،وی برای پیوستن به مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی7،وابسته به دانشگاه جرج تاون8،عازم واشینگتن شد و در عین حال،به دیدار مکرر از ایتالیا ادامه داد.در 1980،لدین به عنوان مشاور ((ارزیابی خطر))،به استخدام سرویس اطلاعاتی نظامی ایتالیا درآمد.9در 1981،مایکل لدین،مشاور ویژۀ اَلیگزاندِر هیگ10 وزیر امور خارجۀ وقت ایالات متحده امریکا گشت که سابقاً فرماندۀ کل شاخۀ اروپایی ناتو بود.لدین،دارای مدرک دکتری اروپای مدرن از دانشگاه ویسکانسین-مَدیسِن11 است.لدین،سپس به عنوان استاد مهمان به دانشگاه رم دعوت شد.یکی از دوستان صمیمی اصلی لدین،گِئُرگه مُسّه12،مورخ یهودی متولد آلمان بود که در هنگام تألیف دو کتاب مشهورش،درباب ناسیونال سوسیالیسم،دستیار تحقیق وی بود.رِنتزو دِ فِلیچه13،مورخ ایتالیایی،شخص دیگری بود که بر تکوین اندیشه های لدین،تأثیری به سزا گذاشت.لدین،دارای اندیشه های سیاسی مبتنی بر تأکید بر ((ضرورت مبارزه با قدرت کشوری متمرکز و مرکزیت آزادی انسان است))14 که تأثیراتی فراوان بر گفتمان حاکم بر دولت جرج دابلیو بوش نهاده،به دیگر سخن،از آن ملهم گشته است.15لدین،در اوان زندگی تحقیقاتی خویش،فاشیسم جهانی:تئوری و کنش بین الملل فاشیستی،1936-16۱۹۲۸را که در 1972 منتشر گشت و اکنون از زیر چاپ بیرون آمده است،منتشر ساخت.کتاب مزبور،که تز دکتری لدین محسوب می گردد،نخستین اثری است که تلاشهای بنیو موسُلینی17 را به منظور ایجاد یک انترناسیونال فاشیستی در اواخر دهۀ 1920 و اوایل دهۀ 1930،مورد ارزیابی قرار داده است.لدین،در ترسیم تمایزی میان ((فاشیسم-رژیم)) و ((فاشیسم-جنبش))،از مورخ ایتالیایی رِنتزو دِ فِلیچه پیروی کرده،اشعار می دارد:((با وجود این،فاشیسم انقلابی سیاسی در ایتالیا ایجاد کرده است.[فاشیسم]،در وهلۀ نخست تلاشی به منظور به حرکت درآوردن توده ها و درگیر ساختن آنان در حیات سیاسی کشور بود)).بدین روی،برخی بر آنند که به نظر می رسد لدین علاوه بر توصیف کشور فاشیست به عنوان ((مولد انرژی و خلاقیت))18،با جملۀ مزبور،یکی از جنبه های ((فاشیسم-جنبش)) را اثبات کرده است.19لدین،مطالعات خود را در فاشیسم ایتالیا،با زندگینامۀ گابریله دانّونتزیو20،که بر آن است سرمشق موسُلینی بوده است،ادامه می دهد.لدین،از ستایشگران پر و پا قرص نیکّولو ماکیاولّی21 است که وی را از بزرگترین متفکران سیاسی دانسته است.لدین بر این باور است که ماکیاولّی،ایده آلیسم دموکراتیک و رئالیسم سیاسی ضروری را به منظور تأمین و تعریف کامل ایده آلیسم،به کار برده است.باید خاطرنشان ساخت که ماکیاولّیی که لدین می ستاید،بیش از آن که نویسندۀ شهریار22 باشد،مؤلف رسالاتی درباب لیوی23 است.24
2.مشاوره در مورد تروریسم
در اوایل دهۀ 1980،لـدیـن،به همراه ویـلیـام کالبی25،رئیس سـابـق سی.آی.ای،کلِر سترلینگ26،نویسنده و آرنُـد دو بُـرشـگـراو27،سردبیر سابق نیوزویک،دربرابر کـمـیـتـۀ فرعی تازه تـأسـیـس سـنـا،راجـع به امنیت و تروریـسـم،حـاضر گشت.در آن هنگام،لدین و بُرشگراو،هـردو بـرای مرکز مطـالـعـات استراتژیک و بین المللی در دانشگاه جُـرج تـاون،کار می کردند.28تمامی چـهـار فـرد مـزبـور،تأیید کردند که بر این باورند اتـحـاد جـمـاهـیـر شـوروی،الهامی برای گروههای تروریستی است که برای آنان،کـمـکـهـای مالی و آموزشی،فـراهـم ساخته است.29
بــدیــن روی،مــایــکــل لِــدیــن،از هــواداران ســرســخــت تــئــوریــهــای کــتــاب شـبـکـۀ ترور30،نــوشــتــۀ کــلِــر ســتــرلــیــنــگ،گــشــت کــه بــر آن بــود اتــحــاد جــمــاهــیــر شــوروی،مــنــشــأ بــخــشــی اعــظــم از تــروریــســم بــیــن الــمــلــلــی جــهــان اســت.بــسیــاری از مــأمــوران ســی.آی.ای،نــظــیــر مــلــویــن گــودمــَن31،رئــیــس اســبــق امــور شــوروی،بــا رد کــتــاب ســتــرلــیــنــگ،بــر ایــن بــاورند کــه وی،ادعــاهــای خــویش را بــر مــقــالات مــنــتــشــر شــده در روزنــامــه هــای اروپــایــی،بــه عــنــوان بــخــشــی از مــبــارزۀ تــبــلــیــغــی ســیــاه ســی.آی.ای،مــبــتــنــی ســاخــتــه است.32اما پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی،بسیاری از مأموران روسی سابق،برخی حمایتهای روسیه از تروریسم را تأیید کرده اند.در 1992،سرگئی شاخرای33،معاون نخست وزیر اسبق روسیه،اسنادی منتشر ساخت که حمایتهای شوروی از تروریسم را علیه اهداف امریکایی و اسرائیلی در اواخر دهۀ 1970؛در اوج دِتانت34،به تفصیل توضیح داده است.شاخرای اظهار داشته است که سلاحها و مهمات تدارک شده برای گروههایی نظیر جبهۀ مردمی برای آزادی فلسطین35،به منظور (([اجرای] عملیات علیه کارکنان امریکایی و اسرائیلی موجود در جهان سوم [و نیز] به منظور انجام اقدامات تخریبی و تروریسم))،مدنظر قرار گرفته است.36در 1992،میخائیل پُلتُرانین37،وزیر اطلاعات روسیه،اسنادی را منتشر ساخت که بر بنیاد اسناد مزبور،کرملین،ارتباطات خود را تا 1991،با برخی سازمانهای تروریستی،ادامه داده است.38
3.طرفداری از جنگ عراق
مایکل لِدین،در سال 2002،با نوشتن مقاله ای راجع به تغییر رژیم در عراق،از دیدگاههای برنت سکوکرافت39،مشاور امنیت ملی پیشین،انتقاد کرد:
((وی نگران آن است که اگر ما به عراق حمله کنیم،"می توانیم انفجاری در خاورمیانه داشته باشیم.این اقدام می تواند تمامی منطقه را در یک دیگ [جوشان]،دگرگون سازد و جنگ با ترور را منهدم گرداند."یک نفر تنها می تواند امید داشته باشد که ما منطقه را به یک دیگ مبدل کرده ایم؛[پس] زودتر لطفاً!اگر تاکنون منطقه ای بوده است که کاملاً به دیگ مبدل گشته است،خاورمیانۀ امروز است.اگر ما به گونه ای مؤثر به جنگ مبادرت ورزیم،قادر خواهیم بود رژیمهای ترور را در عراق،ایران و سوریه،به زیر آوریم و حکومت سلطنتی سعودی را منقرض یا مجبور سازیم تا از خط مجمع جهانی برای تعلیم تروریستهای جوان،دست بردارد.این است مأموریت ما در جنگ علیه ترور!))40
وی در جای دیگر،چنین می نگارد:
((...ما باید یک منطقۀ آزادی ایجاد کنیم که دشمنان صدام بتوانند در آن،برای یافتن سلامت و حالت متعارف، خود را اصلاح کنند.مدتی طولانی است که یک ((منطقۀ پرواز ممنوع)) را در شمال عراق،اعلام کرده ایم.باید آن را به ((منطقۀ عبور ممنوع))،تبدیل کنیم تا به کنگرۀ ملی عراق کمک کند خود را در آن جا مستقر سازد و سپس کنگرۀ مزبور را به عنوان دولت مشروع آن کشور،به رسمیت شناسیم.این کنگره به زودی،پناهگاهی برای دشمنان صدام و صحنه ای نمایشی برای انقلاب دموکراتیک خواهد شد.در عین حال،می توانیم منطقه ای مشابه در جنوب،که اکثریت شیعۀ کشور در آن،متمرکز شده اند ایجاد کنیم.هر دو،تحت حمایت نیروی هوایی غیرقابل مقاومت ما خواهند بود.
این گامها باید با خرابکاری داخلی و جنگ تخیلی بی ثباتی روانی،ترکیب گردد.سی.آی.ای،با بازی با ذهن رنجدیدۀ ابونضال،موجبات سردرگمی وی را فراهم ساخت و روح صدام،دیگر آرام نخواهد بود.صدام،با مواجهه با چالشهای آشکار،از شمال و جنوب،[و] با روبرو شدن با اقدامات خرابکارانه علیه تأسیسات نفتی و نیروهای امنیتیش،ممکن است دقیقاً همان چیزی را انجام دهد که ابونضال انجام داد:خشمش را به سوی مردم خود برمی گرداند و بخش عظیمی از حامیان خود را می کشد.
راههای زیادی برای مبادرت ورزیدن به جنگ و نابودساختن یک حاکم مستبد موجود است.مخصوصاً زمانی که شما مردم مظلوم را دربرابر خود داشته باشید.))41
لدین،به ویژه،در سال 2002،خواستار سرنگونسازی رژیم صدام حسین با زور شد:
((بنابراین،[این] که سکوکرافت،عقیدۀ خود را علیه جنگ جداً ضروری و به عقب افتاده،علیه صدام حسین و تمامی اربابان ترور،ابراز کرده است،خبر خوبی است.))42
لدین در پاسخ بدین سؤال که اگر ما تا این حد،مطمئن به نیاز مبرم حمله به عراق هستیم،زمان آن چه هنگامی است،پاسخ داد: ((دیروز!))43
اظهارات لدین،پیش از آغاز جنگ علیه عراق،و استعمال واژگانی نظیر ((جداً ضروری و به عقب افتاده،علیه صدام حسین)) و ((نیاز مبرم حمله به عراق))،اظهارات اخیر وی را نیز به دنبال داشت که وی ((پیش از آن که حملۀ نظامی به عراق صورت گیرد،مخالف آن بوده است)) و برخی مفسران،آن را ((دروغی آشکار))44دانسته اند.45لدین،در پاسخ براین باور است که اظهارات وی،با یکدیگر سازگار است.وی در ادامه می گوید:((من-همانگونه که اکنون نیز [چنین] می کنم-از انقلاب سیاسی در ایران،به عنوان نخستین گام منطقی و ضروری در جنگ علیه اربابان ترور،حمایت کرده ام.))46
4-طرفداری از جنگ علیه ایران
اگـــرچــه،لــدیــن طــرفــدار تـــغـــیــیــر رژیــم در عـــراق بـــوده اســـت،بــرآن بود که ایــران،بــایـــد نخستین اولویت باشد.عبارت ((لطفاً زودتر)) لدین،نشانه ای در نوشته های وی گشته است که اغلب توسط نویسندگان نومحافظه کار با ارجاع بدان،از جنگ هرچه وسیعتر و قدرتمندتر علیه ترور بهره می جویند.مایکل لیدن در یکی از مقالات خویش می نویسد:
((ایران،مادر تروریسم اسلامیست و به مدت سی سال،با یاسرعرفات و پی.ال.او. همکاری کرده است.بنابراین،تنها استراتژی منطقی برای ایالات متحده،استراتژیی است که همراه با اربابان ترور در ریاض،دمشق و بغداد،ایران و پی.ال.او. را نابود کند.صحبت دربارۀ صلح و ((طرحها))ی بی پایانی که از یک پایتخت تا [پایتخت] دیگر،پای به عرصۀ ظهور می نهد،نه بیشتر و نه کمتر از ممانعت از تاکتیکهای کسانی است که با دیدگاه رئیس جمهور مخالفند.صلح در این جهان،تنها از پیروزی در جنگ تبعیت می کند.))47
در 1979،لدین،از نخستین نویسندگان غربی بود که استدلال کرد در عین آن که انتقاد از رژیم شاه،مشروع و قانونی است،آیت الله روح الله خمینی،نیز یک ((مرجع دینی فاشیست)) است.هرگاه خمینی در ایران روی کار آید،مردم ایران،حتی متحمل محرومیتی بیشتر از آزادی خواهند گشت و زنان،از حقوق سیاسی و اجتماعی محروم خواهند بود.
لــدیـــن،اخـــیــراً ادعـــا مـــی کــنــد کـــه مــخــالـــف حــمــلــۀ نــظــامــی امــریــکــا بــه ایــران است.وی اظهار می دارد: ((آن گونه که تمامی خوانندگان این وبلاگ آگاهند،آن چه که من می خواهم آن نیست که تفنگداران در تهران رژه روند))48.اما وی،آن گونه که در این مقاله در وبلاگ خود،در پاجاماس مدیا49،مطرح ساخته است،به گونه ای آشکار،ضمن مخالفت با تهاجم نظامی گسترده،در موافقت با حملات هوایی به ایران،استدلال می کند:
((مـــن،بـــا کـــســانــی کــه از ضــرورت آشـــکــار مـــقــابـــلــه بـــا ایــران،اجـــتــنــاب کـــرده انــد،همفکری اندکی دارم...اکنون برای تعقیب ملاها،لحظۀ بسیار خوبی است.چون آنها عمیقاً درگیر جنگ همه علیه همه در ایران هستند...درست همانطور که ضروری است ژنرال ابی زید،جایگزین ژنرالهایی گردد که آماده می شوند به اهدافی نظیر اردوگاههای آموزش تروریستی در ایران و سوریه حمله کنند-به ویژه آنهایی که مورد استفادۀ حزب الله قرار می گیرند-نیاز به یک رهبری کشوری داریم که به گونه ای سیاسی به دشمنانمان حمله کند.))50
بدین روی،لدین،آن گونه که قبلاً جنبشهای مخالف را در اتحاد جماهیر شوروی حمایت کرده است،طرفدار فراوان تغییر رژیم از داخل ایران است.بسیاری از ستونهای وی در مجلۀ نشنال ریویو،بدین عنوان اختصاص می یابند.لدین بر این باور است که ایران،حامی اصلی اغتشاش در عراق است و حتی شبکۀ القاعده را که سابقاً توسط مصعب الزرقاوی،به رغم اعلان جهاد وی به گروههای مسلمان شیعه،رهبری می شده است،حمایت کرده است.51وی ادعــــا کــــرده اســـت کــه اســـنـــاد مــــوجـــود،در دادگـــاهـــهـــای آلـــمـــان و ایـــتـــالیا،حاکی از آنند که زرقاوی،به ایجاد یک شبکۀ تروریستی اروپایی مبادرت ورزیده که مرکز آن در تهران است.52لدین،از اعضای هیأت مدیرۀ ((ائتلاف برای دموکراسی در ایران))53 بود که توسط مُریس آمیتای54،لابیئیست سابق کمیتۀ امور عمومی امریکایی اسرائیل55 بنیان نهاده شد.لدین،عضو هیأت مدیرۀ کمیتۀ امریکایی برای یک لبنان آزاد56 نیز بوده است.برابر با نقل قول تایمز آسیا57 از واشینگتن پست،مایکل لدین،تنها تحلیلگر امور بین المللی تمام وقتی است که به طور منظم با کارل رُو58،نزدیکترین رایزن جرج دابلیو بوش،در حال مشاوره است.
5.اروپای غربی،حامی اسلام رادیکال و بزرگترین دشمن ایالات متحدۀ امریکا
در سـال 2003،مـایـکـل لـدیـن در سـتـونـی تـحـت عـنـوان ((یـک تـئـوری))،امـکـانی را خـاطـرنـشـان سـاخـت کـه فـرانـسـه و آلـمـان،هـر دو مـتـحـد ایـالات مـتـحـدۀ امـریـکـا در نـاتـو،بـا اسـتـفـاده از ((افـراط گـرایـی و تروریسم،به عنوان سلاح عالی،...معامله ای با اسلام رادیکال و اعراب تندرو کرده اند)) تا امپراتوری بالقوۀ امریکایی را به زیر آورند.وی اظهار داشت،(([این امر]،برای اطمینان،غریب به نظر می رسد))؛اما ((اگر صحت داشته باشد،ما باید جنگ علیه ترور را فراتر از مرزهای خاورمیانه،در قلب اروپای غربی دنبال کنیم و آن جا،مانند خاورمیانه،بزرگترین سلاحهای ما،سیاسی هستند:تمایل آشکار آزادی ملل کشورهایی که مخالف ما هستند.))59
6.دکترین لدین
جُـــنـــاه گُـــلـــدبـــرگ60،هـــمـــکــار لـــدیـــن در مــجـــلــۀ نـــشـــنــال ریـــویـــو،واژۀ ((دکــتــریــن لــدین))61 را بـــا الــــهـــام از ســـخــنـــرانـــی وی،در اوایـــل دهـــۀ 1990،در ســـتــون ســـال 2002 خـــویـــش ابداع کرد.62این واژۀ کنایه آمیز بدین گونه خلاصه گشته است که ((تنها برای این که به دنیا نشان دهیم خواستار تجارت هستیم،هر ده سال یا بدان میزان،ایالات متحده باید چند کشور کوچک نامتجانس را بردارد و به سوی دیوار پرتاب کند)).اصطلاح ((دکترین لِدین))،اغلب به طور اشتباهی،به شخص مایکل لدین،منسوب می گردد.
7.مخالفان
مخالفان مایکل لدین،با استناد به برخی نوشته های وی،او را به گستاخی و جنگ طلبی متهم ساخته اند.جک هابرمَن63،نویسندۀ مجلۀ دسته چپی ملـت64،که لدیـــن را به عنوان ((تأثیرگذارترین و گستاخترین جنگ طلب عصر ما)) توصیف می کند،عباراتی را به شرح ذیل به لدین نسبت داده است:65
· ((تعداد زخمیها در عراق،در درجۀ دوم اهمیت است.))
· ((ما(امریکاییان)،ملتی جنگ دوست هستیم...ما عاشق جنگیم.))
· ((تغییر-مخصوصاً تغییر خشونت آمیز-جوهرۀ تاریخ انسان است.))
· ((تنها راه اکتساب صلح،از جنگ فراگیر می گذرد.))
· ((هدف جنگ فراگیر،تحمیل دائمی ارادۀ شما بر مردمی دیگر است.))
· ((تنها برای این که به دنیا نشان دهیم خواستار تجارت هستیم،هر ده سال یا بدان میزان،ایالات متحده باید چند کشور کوچک نامتجانس را بردارد و به سوی دیوار پرتاب کند.))
از سوی دیگر برخی محافظه کاران امریکایی،ادعا کرده اند که لدین،دارای پیوندهایی مستحکم با فاشیسم ایتالیا بوده،((تمایز دقیق لدین میان "رژیم" و "جنبش" فاشیستی،وی را مدافع "جنبش" مزبور ساخته است.))66
8.سخن آخر
سیاست خارجی ایالات متحدۀ امریکا،از گرایش به لیبرالیسم و گفتمانهای حاکم بر حزب دموکرات آن کشور،تا افراطیترین گرایشهای نومحافظه کارانه که گاه به گفتمان مسلط در میان جمهوریخواهان تبدیل گشته است،در نوسان بوده است.شایان ذکر است که بر خلاف تصورات صورت گرفته توسط برخی پژوهشگران،سیاست خارجی ایالات متحده،تنها در کنش وزارت امورخارجۀ آن کشور،که تاکنون،بیشتر گفتمان گروه کبوترها را منعکس ساخته است تجلی نمی یابد و نهادهای دیگر همچون وزارت دفاع آن کشور که بیشتر منعکس سازندۀ گفتمان گروه بازهاست و یا کاخ سفید،کنگره و گروههای ذی نفوذ دیگر که بعضاً خارج از بدنۀ رسمی حاکمیت ایالات متحدۀ امریکا واقع گردیده اند،نیز به نوبۀ خویش،بر سیاست خارجی ایالات متحدۀ امریکا مؤثرند.اندیشه های مایکل لدین،به عنوان نمادی از گفتمان افراطیون نومحافظه کار،همواره مورد تأیید بخشی قابل توجه از نمایندگان امریکا در کنگرۀ آن کشور،اصحاب مطبوعات و مقامات بالای ایالات متحده بوده است و طبیعی است که به رغم کاهش نسبی هژمونی گفتمان نومحافظه کاری در سالیان اخیر،هرگز نمی توان اهمیت آن را نادیده گرفت.
1-Michael Arthur Ledeen
2-American Enterprise Institute
3-National Review
4-Jewish Institute for National Security Affairs(JINSA)
5-Benador Associates
6-Italian fascism and terrorism
7-Center for Strategic and International Studies
8-
9-Charles R. Babcock,"Ledeen Seems To Relish
10-Alexander Haig
11-
12-George Mosse
13-Renzo De Felice
14-the urgency of combating centralized state power and the centrality of human freedom
15-A Theory, Michael Ledeen, National Review Online,
16-Universal Fascism: The Theory and Practice of the Fascist International, 1928-1936.
17-Benito Mussolini
18-a generator of energy and creativity
19-John Laughland,"Flirting with Fascism", The American Conservative,
20-Gabriele d’Annunzio
21-Niccolò Machiavelli
22-The Prince
23-Discourses on Livy
24-مایکل لدین،تاکـنـون،به داشتن ارتباطات فراوان با سـازمـانـهـای سـایه مـتـهـم گـشـته است.به عـنـوان مـثـال جـیـم لـوب(Jim Lobe)،ادعا کرده است که وی،دارای ارتباطاتی با جناح راست ایتالیا-منشأ احتکار و توطئه- و نیز دارای پیوندهایی عمیق با لژ ماسونی پی-2(P2 masonic lodge) است که ایتالیا را در اوایل دهۀ 1980،تکان داد.هنگامی که وی،گرفتن حقوق از سرویس اطلاعات و امنیت نظامی ایتالیا(Servizio per le Informazioni e la Sicurezza Militare=SISMI) را مورد تأیید قرار داد،هرگونه ارتباط با لژ ماسونی لیچیو جِلّی(Licio Gelli) را انکار کرد.وی،در مصاحبه با مجلۀ وَنِتی فِر،اظهار داشت که در 1979 یا 1980،بابت مشاوره،در موضوعاتی راجع به مسائل استرداد میان ایالات متحده و ایتالیا،از سرویس اطلاعات و امنیت نظامی ایتالیا،مبلغ 10.000 دلار دریافت داشته است.اما هرگونه همکاری با فرانچسکو پانتزینتزا(Francsco Pazienza)،افسر سرویس مزبور،یا هرگونه تبلیغ به عنوان بخشی از یک طرح ضداطلاعاتی را رد کرد.وی در مصاحبه ای بیان داشت: ((من پاتزینتزا را می شناختم.[اما] تصور نمی کردم پی-2 وجود داشته باشد.من فکر می کردم همۀ اینها بی معنی و اوهام ایتالیایی خاص است)).پاتزینتزا در سرویس اطلاعات و امنیت نظامی ایتالیا،به لدین کمک کرد تا نواری حاوی اطلاعات تأییدشده در مورد ((بیلی گیت))(Billygate)،به دست آورد.ر.ک.:
The War They Wanted, The Lies They Needed, Craig Unger, Vanity Fair, July 2006 (English); "Tale of Intrigue: Why an Italian Spy Got Closely Involved In the Billygate Affair", The Wall Street Journal, 1985-08-08; Charles R. Babcock, op.cit.
مایکل لدین،بعهدها به عنوان مشاور رابرت مک فارلین(Robert C.McFarlane)،رایزن امنیت ملی ایالات متحدۀ امریکا،واسطۀ ایران،منوچهر قربانی فر را ضمانت و با نخست وزیر اسرائیل،شیمُن پرز و مأموران وزارت خارجۀ اسرائیل و سازمان سی.آی.ای،دیدار کرد تا ملاقاتهایی را با مقامات بلندپایۀ ایرانی ترتیب دهد.قضیۀ مزبور،به ایران- کنترا(Iran-Contra) موسوم گشته است.ر.ک.:
Final Report of the Independent Counsel for Iran/Contra Matters Volume I: "Investigations and Prosecution", Lawrence E. Walsh, Independent Counsel, August 4, 1993, Washington, D.C.
شایان ذکر است مایکل لدین،دیدگاههای خویش را در این باب،در کتابی تحت عنوان سیاستمداری مخاطره آمیز:گزارش یک کارمند اطلاعات از قضیۀ ایران-کنترا(Perilous Statecraft: An Insider's Account of the Iran-Contra Affair) به رشتۀ تحریر در آورده است.
25-William Colby
26-Claire Sterling
27-Arnaud de Borchgrave
28-
29- "Hearing on terror opens with warning on Soviet", The New York Times, 1981-04-25.
30-The Terror Network
31-Melvin Goodman
32-The Power of Nightmares by Adam Curtis
33-Sergei Shakhrai
34- Détente،واژه ای فرانسوی به معنای آسانسازی است و نخستین بار از دهۀ 1970،وارد علوم سیاسی گشت.عموماً در بسیاری از وضعیتهای سیاسی به کار می رود که دول متخاصم که البته در حالت جنگ با یکدیگر نمی باشند،تنشهای خود را از طریق دیپلماسی و تدابیر مبتنی بر اعتمادسازی کاهش می دهند.این اصطلاح،نخستین بار در مورد کاهش عمومی تنش میان اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحدۀ امریکا و گرم شدن جنگ سرد،از اواخر دهۀ 1960 تا اوایل دهۀ 1980،به کار رفته است که برگردان روسی آن، разрядка(razryadka) است.
35-الجبهة الشعبیة لتحریر فلسطین(PFLP)
36-Serge Schmemann. Soviets Gave Arms to Palestinian Band. New York Times. May 26th 1992.
37-Mikhail Poltoranin
38-Michael Dobbs. Party Documents Said to Show That Support of Foreign Subversives Continued to 1991. Washington Post June 6, 1992.
اظهارات اخیر مأموران روسی که اتحاد جماهیر شوروی،برای ((گروههای تروریستی))،بودجه و سلاح تدارک دیده،موجبات نگرانی متحدان کرملین در کشورهای جهان سوم را فراهم ساخته است.اخیراً در یک کنفرانس مطبوعاتی،یک خبرنگار عرب،خواستار آن گشت تا پُلتُرانین،((سازمانهای تروریستی)) را با ((جنبشهای آزادیبخش ملی))،که مسکو،آشکارا مورد حمایت قرار داده است،ادغام نگرداند.پُلتُرانین در پاسخ اظهار داشت: ((هنگامی که دربارۀ کمک به فعالیتهای تروریستی سخن می رانیم،مقصودمان تدارک گروههای تروریستی است که تقاضاهایی را دال بر آمادگیشان بر به عنوان مثال،انفجار لوله های نفتی یا کشتن بازرگانان امریکایی،به کمیتۀ مرکزی ارائه داده اند.آنها با تفنگ،اسلحه،نارنجکهای قوی،سلاحهای زیرماشینی و نظایر آن،تقویت شده اند.این،[یعنی] تروریسم [که] دارای [اثر] حمایت از رهبری یک حزب است)).
39-Brent Scowcroft
40-Scowcroft Strikes Out, Michael Ledeen, National Review Online,
