تبليغاتX
دادگان

تأثیر اندیشه های مایکل لدین بر سیاست خارجی ایالات متحدۀ امریکا

 

چکیده

 

دکتر مایکل آرتور لِدین(متولد 1 اوت 1941 در لس آنجلس کالیفرنیا)،یکی از محققان انستیتو امریکن اینترپرایز و سرمقاله نویس نشریۀ نشنال ریویو است.لدین،دارای اندیشه های سیاسی مبتنی بر تأکید بر ((ضرورت مبارزه با قدرت کشوری متمرکز و مرکزیت آزادی انسان است)) که تأثیراتی فراوان بر گفتمان حاکم بر دولت جرج دابلیو بوش نهاده است.وی با ترسیم تمایز میان ((فاشیسم-رژیم)) و ((فاشیسم-جنبش)) در ایتالیای عصر موسولینی برآن است که جنبش فاشیستی،به عنوان عاملی مولد انرژی و خلاقیت،در وهلۀ نخست تلاشی به منظور به حرکت درآوردن توده ها و درگیر ساختن آنان در حیات سیاسی کشور بوده است.لدین،با ستایش از ماکیاولّی،بر این باور است که وی،ایده آلیسم دموکراتیک و رئالیسم سیاسی ضروری را به منظور تأمین و تعریف کامل ایده آلیسم،به کار برده است.

 

در اندیشه لدین،اتحاد جماهیر شوروی(سابق)،الهامی برای تروریسم و منبع کمکهای مالی و آموزشی برای تروریستها بوده است.وی پس از طرفداری از جنگ با عراق،با تروریست نامیدن رژیمهای ایران وسوریه، خواستار تغییر رژیم از داخل،در کشورهای مزبور گردیده و از تغییر رژیم بدون جنگ در عربستان سعودی نیز در صورت عدم اجبار آن،به همکاری با نظم جهانی حمایت کرده است.لدین بعدها طرفداری خود را از جنگ با عراق،تکذیب و به دلیل کمکهای ایران به برخی گروههای فلسطینی،حزب الله لبنان،شیعیان عراق و القاعده،بر نامیدن آن کشور،به عنوان مادر تروریسم اسلامی پافشاری کرد.

 

در سـال 2003،مـایـکـل لـدیـن،امـکـانی را خـاطـرنـشـان سـاخـت کـه فـرانـسـه و آلـمـان،بـا اسـتـفـاده از افـراط گـرایـی و تروریسم،معامله ای با اسلام رادیکال و اعراب تندرو کرده اند تا امپراتوری بالقوۀ امریکایی را به زیر آورند.وی اظهار داشت که اگر امر مزبور دارای صحت باشد،امریکا باید جنگ علیه ترور را فراتر از مرزهای خاورمیانه،در قلب اروپای غربی دنبال کند.

 

اندیشه های لدین،به عنوان نمادی از گفتمان افراطیون نومحافظه کار،همواره مورد تأیید بخشی قابل توجه از نمایندگان امریکا در کنگرۀ آن کشور،اصحاب مطبوعات و مقامات بالای ایالات متحده بوده است و به رغم کاهش نسبی هژمونی گفتمان نومحافظه کاری در سالیان اخیر،هرگز نمی توان اهمیت آن را نادیده گرفت.

 

واژگان کلیدی:مایکل لدین،امریکن اینترپرایز،نشنال ریویو،تروریسم اسلامی،نو محافظه کاری


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیرعباس امیرشکاری در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:0 |

فوکویاما،پایان تاریخ و آخرین انسان

 

چکیده

 

فرانسیس فوکویاما،پس از پایان جنگ سرد،با الهام از اندیشه های هگل و الکساندر کُیفنیکُف،در باب پایان تاریخ،برآن گشت که آنچه که ممکن است انسان شاهد آن گردد،دقیقاً پایان جنگ سرد،یا پایان دورانی ویژه از تاریخ پس از جنگ نیست؛بلکه پایان تاریخ،به خودی خویش است؛بدان معنا که نقطه پایانی دگرگونی تدریجی ایدئولوژیکی نوع بشر و جهانی سازی لیبرال دموکراسی غربی،به عنوان واپسین صورت دولت بشر است. فرضیه فوکویاما دربرگیرندۀ سه عنصر بنیادین است؛نخست آن که استدلالی تجربی است؛دودیگر آن که استدلالی فلسفی و نشأت گرفته از فلسفه هگل و معارض با فلسفه مارکس است و سه دیگر آن که دموکراسیها به گونه ای فراگیر،بازارها را در اختیار گرفته،اغلب به گونه ای کاپیتالیست یا سوسیال دموکرات،رخ خواهند داد.

 

اساسیترین اشتباه در ارزیابی اثر فوکویاما،آمیختگی ((تاریخ)) با ((وقایع)) است.فوکویاما هرگز ادعا نمی کند که وقایع،درآینده از وقوع بازخواهد ایستاد.بلکه حاکمیت دموکراسی لیبرال در طی فراگردی زمانی خواهد بود.برخی نیز برآنند که فوکویاما،دموکراسی به سبک امریکایی را به عنوان یگانه سیستم سیاسی ((صحیح)) ارائه کرده است؛این درحالیست که در اندیشه وی،اتحادیه اروپا،دارای مقبولیت بیشتر است.اندیشه های فوکویاما،به جای یک لیبرال خوشبین،بیشتر مبتنی بر بدبینی پایان تاریخ است.

 

طرفداران فوکویاما،بر این باورند که فرضیه صلح دموکراتیک،بر ابتنای این استدلال است که بر بنیاد دلایلی آماری،دموکراسی،خشونت سازمانیافته را کاهش خواهد داد؛اما فمینیستها،طرفداران گفتمان فکری دریدا،طرفداران محیط زیست و لیبرتاریانیسم،هرکدام،بر ابتنای دلایل خویش،با اندیشه های وی مخالفت کرده اند.برخی نیز،متناسب با باورهای خویش،گفتمانهای بنیادگرایی اسلامی،مارکسیسم،منازعه تمدنها و برآمدن کاپیتالیسم اُتُریتِر را به عنوان مدلها و تهدیدهای جایگزین اندیشه های فوکویاما دانسته اند.

 

فوکویاما پس از چندی،تصدیق کرد که فرضیه وی ناکامل بوده،به دلایل مختلف،((پایان تاریخ نمی تواند بدون پایان علم طبیعی و فناوری جدید،صورت گیرد.))فوکویاما پیشبینی می کند که کنترل بشریت بر تحول تدریجی خویش،تأثیری بزرگ و احتمالاً هولناک بر دموکراسی لیبرال خواهد داشت.

 

واژگان کلیدی: فوکویاما،پایان تاریخ،آخرین انسان،پسا انسانگرایی،الکسندِر کُیفنیکُف.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیرعباس امیرشکاری در سه شنبه یکم آبان 1386 و ساعت 6:35 |

بنیادهای تئوریک هانتینگتن

 

چکیده

 

سَموئل پی.هانتینگتن(متولد 18 آوریل 1927)،با انتشار نظم سیاسی در اجتماعات متغیر،با به چالش کشاندن دیدگاه رسمی تئوریهای نوگرایانه و حمایت از پیشرفت سیاسی و اقتصادی کشورهای تازه استقلال یافته،به منظور پای به عرصه نهادن دموکراسیهای پایدار،در دهه1960،به عنوان اندیشمندی بزرگ،اشتهار یافت.

 

وی در منازعه تمدنها و بازسازی نظم جهانی،بر این باور است که با خاتمه جنگ سرد،میان فرهنگهای مغایر از دیدگاه ایدئولوژیک،به کرات و به گونه ای خشونتبار،منازعاتی رخ خواهد نمود؛بدین روی،منبع بنیادین منازعه در این جهان نو،در وهله نخست،ایدئولوژیک یا اقتصادی نبوده،تقسیمهای بزرگ میان نوع بشر و منبع مسلط منازعه،فرهنگی است.به رغم آن که در دوران جنگ سرد،منازعه عمده،میان دنیای آزاد غرب و بلوک کمونیست پای به عرصه وجود نهاد،اکنون منازعه مذکور،میان هشت و یا احتمالاً نه تمدن عمدۀ جهان،غرب،امریکای لاتین،اسلام،چین،هندو،ارتدکس،بودیسم،ژاپن و احتمالاً افریقاست که در این میان،گفتمان برتری جوی اسلام و کنفوسیانیسم چین،بزرگترین خطر برای تمدن آنگلو-پروتستانیستی غرب خواهد بود.وی با محکوم ساختن استانداردهای دوگانه در جهانگرایی،برآن است که غرب باید با فرونهادن جهانگرایی دموکراتیک و مداخله گرایی بی وقفه،از حیث داخلی به تقویت خویش پردازد.

 

هانتینگتن،برآن است که روند ایجاد و حذف لیبرال دموکراسی در کشورهای جهان،مبتنی بر سه دوران تاریخیست.موج نخست،از جنگهای استقلال امریکا،پای به عرصه وجود نهاده،با بازگشت به اقتدارگرایی در برخی کشورها نظیر آلمان و ایتالیا،خاتمه می یابد.موج دوم،با پایان جنگ جهانی دوم،به ویژه در دهه های شصت و هفتاد میلادی رخ می دهد.موج سوم،از اروپای جنوبی(اسپانیا) آغاز گشته،در انتهای خویش،تمامی كشورهای اروپای شرقی را درمی نوردد و در پایان،منجر به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی می گردد.

 

آخرین کتاب هانتینگتن،ما کیستیم؟چالشهای هویت ملی امریکا،درباب مفهوم هویت ملی امریکا و تهدید احتمالی مفروض بر آن،توسط مهاجرتهای گسترده از امریکای لاتین است.وی هشدار می دهد که مهاجرتهای مزبور،قادر است تا ایالات متحده امریکا را به دو ملت،دو فرهنگ و دو زبان منقسم سازد.

 

واژگان کلیدی:هانتینگتن،منازعه تمدنها،موج سوم دموکراسی،دموکراتیزاسیون،جهانگرایی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیرعباس امیرشکاری در یکشنبه یکم مهر 1386 و ساعت 12:54 |

بازخوانی اندیشه های سیاسی جان لاک

 

چکیده

 

جان لاک(1704-1632)،از بنیانگذاران اصلی دموکراسی لیبرال به شمار می رود.وی بر آن است که آدمیان،طبیعتاً برابر ودارای حق حیات،آزادی و مالکیتند.از آنجا که در وضعیت طبیعت،که آدمیان،بدون داشتن قدرتی فائقه،مطابق با خرد زندگی می کنند،برخی حقوق خویش را به منظور تضمین بهتر ثبات و لذت راحتتر از زندگانی به دولت تفویض کرده اند،تابع مطلق ارادۀ حاکمان نمی باشند.بدینروی،دولتهایی که در حمایت از حقوق مردم و ترویج نفع عام،قصور ورزیده اند،می توانند مورد مقاومت قرارگرفته،توسط دولتهای جدید،جایگزین گردند.لاک،در تبیین قانون طبیعی،بر آن است که علاوه بر قوانین موضوعه محدود به زمان و مکان،حقایقی اخلاقی بر بنیاد خرد موجودند که در تمامی زمانها و مکانها،قابل اعمالند.قانون طبیعی،برخلاف قانون الهی،دارای ریشه ای انسانی است.جان لاک،مخالف اعمال اجبار به منظور تحمیل ادیان و مذاهب،از جانب دولت و نهادهای مذهبی است.

 

در مقوله مالکیت،که تئوری اقتصادی لاک را بر ابتنای لیبرالیسم اقتصادی بنیان می نهد،در وضعیت طبیعت،محدودیتی سه گانه،بر گردآوری سرمایه وضع گشته است:نخست آن که هرکس تنها تا اندازه ای قادر به تملک اشیاء است که پیش از آنکه فاسد گردند،از آنان بهره جوید.دودیگر آن که انسان باید برای دیگران(([به میزان]کافی و نیز مناسب))،برجای گذارد و سه دیگر آن که،انسان ممکن است تنها از طریق کار خویش،به تملک اشیاء مبادرت ورزد.با ترقی برهان و استدلال،محدودیتهای مذکور نیز فراتر روند.محدودیت فساد،با اختراع پول،به محدودیتی معنادار متوقف خواهد گشت.ایجاد مالکیت خصوصی،بهره وری و قدرت تولیدی را آنچنان افزایش می دهد که حتی کسانی که دیگر فرصت کسب زمین ندارند،فرصتی بیشتر خواهند داشت تا آنچه را که برای حیاتشان ضروری است دارا باشند.درباب محدودیت سوم،لاک،برآن است که شخص،علاوه بر تملک دسترنج خویش،قادر است حتی در وضعیت طبیعت،حاصل کار خدمتگزاران خویش را نیز مورد تملک قرار دهد.بدین روی،کار قادر است منتقل گردد.در موارد کمیابی موارد مالکیت،و تعارض در تملک اشیاء،دولت،پای به عرصه وجود نهاده،به تبیین احکام مالکیت مشروع،خواهد پرداخت.

 

واژگان کلیدی:جان لاک،رواداری،قانون طبیعی،وضعیت طبیعت،رضایت


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیرعباس امیرشکاری در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 و ساعت 19:32 |