تبليغاتX
دادگان

کلیه کامنتها و دستنوشته های خارج از این وبلاگ،که به نام مدیر وبسایت دادگان،مبنی بر بی حرمتی به پاره ای عقاید،توهین به اشخاص و یا ترویج اندیشه های خاص،نوشته شده است،فاقد اعتبار قانونی است؛همچنین بیان گفتمانهای فلسفی و یا سیاسی موجود در وبسایت،الزاما به منزله تأیید نمی باشد و کامنتهای موجود،صرفا مبین نظرات مراجعه کنندگان است.

+ نوشته شده توسط امیرعباس امیرشکاری در شنبه یکم تیر 1387 و ساعت 0:1 |

متن کامل پیشنویس مسؤولیت کشورها دربرابر اعمال متخلفانۀ بین المللی،مصوب 2001 کمیسیون حقوق بین الملل

 

ترجمه از متن انگلیسی:امیرعباس امیرشکاری

 

چکیده

 

پس از سالها جنجال بر سر تصویب طرح مسؤولیت بین المللی کشورها،کمیسیون حقوق بین الملل،در نهایت موفق به تصویب طرحی 59 ماده ای درباب مسؤولیت بین المللی کشورها،دربرابر اعمال متخلفانۀ بین المللی شد.کمیسیون،ضمن گرایش بیشتر به تئوری خطر،در انتساب مسؤولیت،بر خلاف رفتار جنبشهای شورشی،رفتار انجام شده در غیاب مقامات رسمی،رفتار هدایت شده از جانب یک کشور و رفتار ارگانهای یک کشور را حتی در صورت تجاوز از اختیار،علی الأصول بدان کشور،منتسب دانسته است.هنگامی که عمل کشوری،با تعهد آن،مطابق نبوده،اقدام مزبور بدان کشور منتسب باشد،کشور،مسؤول است.کشوری که به کشور دیگر،در ارتکاب یک عمل متخلفانۀ بین المللی،معاونت یا مساعدت کند،به دلیل ارتکاب چنین امری،به همراه کشور اخیر از نظر بین المللی مسؤول است.کشوری که کشور دیگر را به ارتکاب عملی مجبور می سازد،از نظر بین المللی در برابر آن عمل،مسؤول است.در این طرح،رضایت،دفاع مشروع،اقدامات متقابل،فورس ماژور،اضطرار و ضرورت از کیفیات مانع متخلفانه بودن عمل بین المللی دانسته شده،کشور مسؤول،قادر نخواهد بود به عنوان توجیهی برای قصور در مطابقت با تعهداتش،بر مقررات قانون داخلی خود اتکا کند.

 

طرح حاضر،اعادۀ وضعیت به حالت سابق،خسارت،رضایت و اعطای منفعت را از اشکال جبران خسارت دانسته است.یک کشور زیاندیده،علی الأصول می تواند تنها اقدامات متقابل را علیه کشوری که دربرابر یک عمل متخلفانه مسؤول است،به منظور واداشتن آن کشور به موافقت با تعهداتش،اتخاذ کند.قوانین خاص و منشور ملل متحد،بر مقررات طرح مسؤولیت،مقدمند.

 

واژگان کلیدی:مسؤولیت کشورها،کمیسیون حقوق بین الملل،عمل متخلفانۀ بین المللی،جبران خسارت،اقدامات متقابل.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیرعباس امیرشکاری در شنبه یکم تیر 1387 و ساعت 0:0 |

جستاری در تمدن باستانی جیرفت

 

چکیده

 

اهمیت تمدن جیرفت،نخستین بار توسط پرفسور یوسف مجیدزاده در سال 2003 میلادی،خاطرنشان گشت.برخی بر آنند که جیرفت،در نیمۀ هزارۀ سوم پیش از میلاد،پل ارتباطی تمدن ایلام در باختر و تمدن درۀ سند در خاور،بوده است.گروهی براین باورند که ویرانه های جیرفت،خرابه های پادشاهی مفقود آراتا و بسیاری دیگر برآنند که ویرانه های دولت-شهر مارهاشی است.تمدن مزبور،به ویژه با توجه به آثار به دست آمده در تپه یحیی،دارای صنعت کوزه گری بسیار پیشرفته و مرکز ترابری بازرگانان بوده است.برخی باستانشناسان،به رغم تأیید قدمت منطقۀ مزبور،انتقاد می کنند که حفاران،بیش از اقدام آکادمیک،به اعلانهای احساسی توسل جسته اند.دربرابر،مجیدزاده و هالی پیتمن،معتقدند که آثار موجود،به ویژه در گورستان متت آباد و زیگورات کنارصندل،حاکی از قدمت تمدن جیرفت به بیش از سه قرن پیش از میلاد است.البته متاسفانه اکتشافات اخیر،به موجی از حفاریهای غیرقانونی و به ویژه تاراج گورستانهای کهن نیز منجر گشته است.

 

برخی برآنند که زبان مکتوب در جیرفت،بسیار قدیمیتر از میاندرود بوده و زبان خطی از این ناحیه به میاندرود راه یافته است.با کشف نسخه های خطی در ویرانه های جیرفت،که خطهایی به صورت نشانه های هندسی است،و نشانه های مزبور با خطوط پرتو ایلامی و هیروگلیف،دارای تفاوتی بنیادین است،برخی بر آن گشته اند که تمدن مزبور،ضمن داشتن ارتباطاتی با تمدنهای دیگر آن دوران،دارای هویت مستقل فرهنگی نیز بوده است.نسخه های مزبور که در حال حاضر در مراکز تحقیقی و دانشگاههای معتبر جهان در حال بررسی و کشف رمز است،بسیاری از ابهامات موجود را در باب تمدن جیرفت و تاریخ کهنسال جهان،دگرگون خواهد ساخت و هرگاه اثبات گردد که قدمت تمدن جیرفت،به هزارۀ ششم پیش از میلاد و پیش از آن باز می گردد،به دلیل تقدم زمانی بر تمدنهای میاندرود،قدیمی ترین و کهنسالترین تمدن جهان خواهد بود.در این صورت،بعید نخواهد بود که تمدن مزبور،علاوه بر تحت تأثیر قراردادن تمدنهای میاندرود،دارای آثاری غیرقابل انکار بر تمدن عظیم موهنجودارو و درۀ سند نیز باشد و هرگاه صحت ادعای مزبور ثابت گردد،بعید نیست که تاریخ باستانی جهان،به گونه ای دیگر از آن چه که تاکنون بوده است،به رشتۀ تحریر درآید.

  

واژگان کلیدی:جیرفت،کنارصندل،تپه یحیی،آراتا،یوسف مجیدزاده


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیرعباس امیرشکاری در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت 0:0 |

تأثیر اندیشه های مایکل لدین بر سیاست خارجی ایالات متحدۀ امریکا

 

چکیده

 

دکتر مایکل آرتور لِدین(متولد 1 اوت 1941 در لس آنجلس کالیفرنیا)،یکی از محققان انستیتو امریکن اینترپرایز و سرمقاله نویس نشریۀ نشنال ریویو است.لدین،دارای اندیشه های سیاسی مبتنی بر تأکید بر ((ضرورت مبارزه با قدرت کشوری متمرکز و مرکزیت آزادی انسان است)) که تأثیراتی فراوان بر گفتمان حاکم بر دولت جرج دابلیو بوش نهاده است.وی با ترسیم تمایز میان ((فاشیسم-رژیم)) و ((فاشیسم-جنبش)) در ایتالیای عصر موسولینی برآن است که جنبش فاشیستی،به عنوان عاملی مولد انرژی و خلاقیت،در وهلۀ نخست تلاشی به منظور به حرکت درآوردن توده ها و درگیر ساختن آنان در حیات سیاسی کشور بوده است.لدین،با ستایش از ماکیاولّی،بر این باور است که وی،ایده آلیسم دموکراتیک و رئالیسم سیاسی ضروری را به منظور تأمین و تعریف کامل ایده آلیسم،به کار برده است.

 

در اندیشه لدین،اتحاد جماهیر شوروی(سابق)،الهامی برای تروریسم و منبع کمکهای مالی و آموزشی برای تروریستها بوده است.وی پس از طرفداری از جنگ با عراق،با تروریست نامیدن رژیمهای ایران وسوریه، خواستار تغییر رژیم از داخل،در کشورهای مزبور گردیده و از تغییر رژیم بدون جنگ در عربستان سعودی نیز در صورت عدم اجبار آن،به همکاری با نظم جهانی حمایت کرده است.لدین بعدها طرفداری خود را از جنگ با عراق،تکذیب و به دلیل کمکهای ایران به برخی گروههای فلسطینی،حزب الله لبنان،شیعیان عراق و القاعده،بر نامیدن آن کشور،به عنوان مادر تروریسم اسلامی پافشاری کرد.

 

در سـال 2003،مـایـکـل لـدیـن،امـکـانی را خـاطـرنـشـان سـاخـت کـه فـرانـسـه و آلـمـان،بـا اسـتـفـاده از افـراط گـرایـی و تروریسم،معامله ای با اسلام رادیکال و اعراب تندرو کرده اند تا امپراتوری بالقوۀ امریکایی را به زیر آورند.وی اظهار داشت که اگر امر مزبور دارای صحت باشد،امریکا باید جنگ علیه ترور را فراتر از مرزهای خاورمیانه،در قلب اروپای غربی دنبال کند.

 

اندیشه های لدین،به عنوان نمادی از گفتمان افراطیون نومحافظه کار،همواره مورد تأیید بخشی قابل توجه از نمایندگان امریکا در کنگرۀ آن کشور،اصحاب مطبوعات و مقامات بالای ایالات متحده بوده است و به رغم کاهش نسبی هژمونی گفتمان نومحافظه کاری در سالیان اخیر،هرگز نمی توان اهمیت آن را نادیده گرفت.

 

واژگان کلیدی:مایکل لدین،امریکن اینترپرایز،نشنال ریویو،تروریسم اسلامی،نو محافظه کاری


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیرعباس امیرشکاری در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:0 |

سخنی با دانشجویانم

 

    نفس بـاد صـبا مشک فشان خواهد شد      عــــالـم پـیـر دگـربـــاره جـوان خـواهد شد

    ارغـوان جام عقیقی به سمن خواهد داد      چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

            این تطــاول که کشید از غم هجران بلبل       تـا سـراپردۀ گل،نــعــــره زنان خواهد شد

 

نوروز،عید باستانی کهن دیار ایران،سنتی دیرینه و یادگار عظمت و روزهای پرافتخار سرزمینی است که جای جای تاریخ پرحماسۀ آن،یادآور قهرمانان،سلحشوران و اندیشمندان است.در این ساعت فرخنده،که در سرتاسر کشور،مطابق با آیین پسندیدۀ ملی،تمامی ایرانیان،گرد هم آمده،به مناسبت تحویل سال،ضمن اجرای مراسم نوروز،تندرستی و رفاه خویش را از یزدان پاک مسألت دارند،چنان باد که سعادت،نیکبختی و بی نیازی شما به گونه ای فراهم گردد که از هر جهت،قرین شادکامی و آسایش باشید.بسیار غمگینم که نوروز امسال،دیگر در کنار شما عزیزان نیستم تا ضمن تبریک حضوری سال جدید،افتخار آشنایی با گروهی دیگر از نسل جوان ایران عزیز را داشته باشم.امیدوارم که سال نو،سالی سرشار از موفقیت،کامروایی و بهروزی برای شما عزیزان و تمامی ایرانیان باشد و تمامی میهن دوستان،مجال آن یابند که در راه خیر و صلاح ملت و مملکت،به هدف مقدسی که برای قاطبۀ ملت ایران در پیش است،دست یابند و موجبات سربلندی و سرافرازی عموم فراهم گردد.

 

شهریورماه یکهزار و سیصد و هشتاد وسه،زمانی که سرشار از اشتیاق به آشنایی با گروهی دیگر از هم میهنانم در خطۀ هرمزگان،بیش از هزار و پانصد کیلومتر از سرزمین مادریم،پیمودم تا به دور از خانواده،آشنایان و دوستان قدیمی،سعادت هم اندیشی با نسل جدید سرزمین ایران را داشته باشم،ماهی سرشار از احساسات پاک و آرزوهای شیرین بود.آرزوی همفکری با نسل نواندیش،توانمند و کوشای حاضر،تلاش در راستای برقراری ارتباط با این نسل آینده ساز،کوشش برای ارائۀ هرچه بهتر دروس و از همه مهمتر،رسالت بزرگ تاریخی که بر دوش خویش احساس می کردم،کمبود فاجعه بار امکانات،منابع معتبر و محدودیتهای اقتصادی را هرچه بیشتر،شیرین کرده،ملامتهای تلخ دوستان را که ضمن یادآوری سوابق پرافتخار تحصیلیم،مرا به رغم داشتن بهترین امکانات برای یافتن پردرآمدترین مشاغل در پایتخت،از آمدن به شهرستانی دوردست،با حقوقی پایین به نسبت هزینه های سرسام آور،بر حذر می داشت،گوارا می ساخت.چه بسا که برای انجام کاری کم اهمیت،نظیر تعمیر لوله ای ترکیده یا پیدا کردن یک قفلساز،به دلیل ناآشنایی با شهر و کمبود کارگر و نیروی متخصص،مدت یک روز کامل در خیابانهای گرم و شرجی شهر،سرگردان و معطل می گشتم؛اما تا سرحد توان،می کوشیدم تا قادر گردم از توسعۀ آشفتگیها و پریشانحالیهای مقطعی،به امیدها و آرزوهای بزرگی که در سر می پروراندم،جلوگیری کنم.

 

ورود به دانشگاه آزاد بندرعباس،می توانست سرآغاز دورانی از تحقیقات علمی و پژوهشهای فراوانی باشد که سالیان سال،به دنبال فراهم شدن زمانی برای تحقق رویای مزبور بودم و این مهم،جوی عاری از تشنج،غرض ورزی و کینه جویی را می طلبید که به رغم محدودیتهای اقتصادی فراوان،از آن جا که به راهبری عشق و پایمردی تلاش و استقامت،صورت می یافت،قابل تحقق بود.

 

از نخستین روزهای اشتغالم در دانشگاه،نخست به عنوان مدرس حق التدریس و پس از کسب رتبۀ نخست در آزمون هیأت علمی،به عنوان عضو تمام وقت هیأت مزبور،و در نهایت به عنوان مدیر گروه حقوق،خود را دربرابر عده ای انگشت شمار یافتم که می کوشیدند به دلیل همراستا نبودن منافعشان با اندیشه ها و سیاستهایم،ترویج حس بدبینی،سوءظن و بی اعتمادی را در میان دانشجویان،وجهۀ همت خویش قرار داده،حس مزبور را هرچه بیشتر توسعه دهند.آن کس که از این وضع بیش از همه رنج می برد،کسی بود که سکان سرنوشت علمی و فرهنگی گروهی ولو اندک از فرزندان این مرز و بوم را در اقیانوس متلاطم حیات در فضای فرهنگی کنونی کشور در دست خویش داشت.من،از آن جا که به حکم مقام و مرتبۀ خویش،مافوق تمامی کوتاه بینیها و تنگ نظریها قرار داشتم،نمی توانستم در چنان تفکری شریک و سهیم باشم.من،نه از داخل این جریانهای روزمره،بلکه از بالای آنها به سرنوشت و مصالح فرزندان کهن دیار ایران می نگریستم و آن چه که برایم اهمیت داشت،نه اغراض شخصی و خرده حسابهای ناچیز؛بلکه قضاوت آگاهان جامعه،وجدان و تاریخ بود.هدف من نه ماندن در دانشگاه به هر قیمت،بلکه ایجاد تغییر و دگرگونی در راستای مقتضیات جهان متمدن در نسل جوان و نواندیش ایران بود که برخی آن را بر نمی تافتند.من می بایست میراث گرانبها و کهنسال آزادی آکادمیک و شرافت ملی ایرانی را که تاریخ به صورت ودیعه ای مقدس به دستم سپرده بود،کاملتر و غنیتر از آنچه که تحویل گرفته بودم،به دست نسلهای آینده می سپردم.بدین روی در درجۀ اول،خدمتگزار صدها دانشجوی شریف،زحمتکش و اصیل ایرانی بودم که چشم امید خود را به من دوخته بودند و احساس می کردم نه میل دارم و نه حق آن را دارم که سازش با آن گروهی را بپذیرم که دغدغه ای غیر از سعادت و نیکبختی دانشجویان را وجهۀ همت خویش قرار داده اند؛هرچند که شاید خیلیها مصالح شخصی مرا در سازش با گروه مزبور می دانستند.

 

شاید هیچ کس غیر از من و خدای من نداند که چه شبها را تا صبح،به تأمل و تفکر گذرانیدم و با خضوع و خشوع تمام،برای یافتن چاره از خدای خویش استعانت طلبیدم.فکر می کردم چه علت دارد که این دانشگاه پرعظمت،با آن پیشینۀ پرافتخار سعی و کوشش و تلاش و با داشتن دانشجویانی تا بدین پایه،نجیب،خوش قلب و هوشیار،دستخوش ماجراهای غیرعادی و نامترقبه و به ناگاه اسیر زیر و بالای حوادث گردد.متأسفانه،روند اوضاع به گونه ای پیش رفت که آرزوهای مزبور،آن چنان که شایسته و بایسته است تحقق نیافته،ادامۀ تدریسم در دانشگاه نیز با معضلاتی اساسی مواجه گشت.

 

به دانشجویان عزیز و کوشایم که همدردی منصفانۀ مرا درک می کنند،توصیه می کنم هرگز انسانیت و میهن عزیزمان ایران را فراموش نکنند و بدانند که مام میهن،چشم انتظار جوانانی پاک سرشت و نژاده است که سازندگی و احیای عظمت تاریخی آن را سرلوحۀ اندیشه های خویش قرار داده اند.کوشش برای کسب دانش،نخستین بنیاد فضیلت است و طی این راه پر عظمت،تنها به یاری امید میسر است.هرچه که در جهان صورت یافته،با امید محقق گشته است و این امیدهای بزرگ است که انسانهای بزرگ می سازد.از گذشته بیاموزید،برای امروز زندگی کنید و به آینده امیدوار باشید.با حفظ استقلال رأی خویش،هرگز برای رسیدن به مال و مقام،چاپلوسی اربابان قدرت و ثروت را نکنید و وجدان انسانی خود را زیر پای نگذارید و بدانید که هدف،هر اندازه هم که مقدس باشد،وسیله را توجیه نمی کند؛بلکه وسیله است که به هدف،تقدس می بخشد.با شجاعت تمام دربرابر اربابان زور و زر و تزویر بایستید؛به تطمیعهای آنان دل خوش ندارید و از تهدیدهای پوشالی آنان نیز نهراسید که مردن در فقر و گرسنگی و گمنامی و در حین تقید به گفتار،کردار و پندار نیک،بهتر از زندگانی مرفه،توأم با خیانت به وجدان انسانی و بنیادهای بشریت است.

 

در نهایت،شایسته است تا ضمن تقدیم سپاسهای بیکران به تمامی استادان،همکاران،دوستان،آشنایان ودانشجویان گرانمایه ای که با مراجعۀ حضوری،تماس تلفنی،ایمیل،یا گذاشتن کامنتهای عمومی و خصوصی،ابراز همدردی و نگرانی کرده اند،مراتب اعتذار خویش را بدان دوستان گرامی و بزرگواری که با تماسهای تلفنی پر مهر خود،حاضر به همکاری و تلاش در راستای حفظ موقعیتم در دانشگاه شدند،ابلاغ و بیان کنم که به دلیل حفظ حریم مقدس دانشگاه،مایل نبودم تا با یاری هر شخص یا نهاد دیگری جز نهاد دانشگاه یا مراجع ذی صلاح قانونی،ولو در راستای عدالت،موقعیت خود را حفظ کنم و ضمن آرزوی سلامتی و بهروزی برای تمامی فرزندان راستین کهن ایران باستانی،امیدوارم که سربلندی و عظمت ایران اهورایی،دیگربار موجبات شادکامی و رضایت خاطر فرزندان صدیق آن را فراهم گرداند.

 

                                                                     پاینده ایران!

                                                                امیرعباس امیرشکاری

نوروز یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت خورشیدی

 

+ نوشته شده توسط امیرعباس امیرشکاری در پنجشنبه یکم فروردین 1387 و ساعت 0:0 |

متن کامل قطعنامه 1803شورای امنیت

در 5848مین جلسه اش در 3 مارس 2008

              ترجمه از متن انگلیسی:امیرعباس امیرشکاری

 

چکیده

 

قطعنامۀ شورای امنیت سازمان ملل متحد،در محکومیت اقدامات اخیر جمهوری اسلامی ایران،به دلیل آن چه که نقض مکرر تعهدات بین المللی و قطعنامه های سابق این شورا نامیده شده است،با ۱۴ رأی موافق و ۱ رأی ممتنع(اندونزی)،صادر گشت.قطعنامه علاوه بر تحریم چند شخص طبیعی و حقوقی دیگر که در ضمائم آن بیان گشته،از ایران می خواهد تا برنامه های تکثیر و غنیسازی اورانیوم را به حالت تعلیق درآورده،اقدامات ضروری را برای اعتمادسازی جامعۀ بین المللی صورت دهد.همچنین مقرر گشته است تا تمامی کشورهای جهان،از ورود یا حمل و نقل اشخاصی که درگیر فعالیتهای هسته ای ایرانند،و از تدارک،فروش،حمل و نقل ابزار مربوط بدان،ممانعت به عمل آورند.همچنین در ورود به تعهدات جدید با ایران،ارائۀ اعتبارنامه های صادرات،ضمانت نامه ها یا بیمه و فعالیتهای نهادهای مالی خویش با تمامی بانکهای ایرانی،به منظور اجتناب از توسعۀ سلاحهای هسته ای،اعمال مراقبت کنند و مطابق قوانین بین المللی،و در صورت وجود زمینه های معقول،مبنی بر حمل کالاهای ممنوع،محموله هایی را که به ایران می روند یا از آن می آیند،مورد بازرسی قرار دهند.در صورت اجرای قطعنامه های شورا توسط ایران،گفتگوهای مستقیم 5 قدرت بزرگ جهان با آن کشور از سر گرفته خواهد شد و در غیر این صورت،مطابق مادۀ 41 منشور ملل متحد،تدابیری دیگر اتخاذ خواهد گشت.در این راستا،مدیرکل آژانس،موظف است ظرف مدت 90 روز گزارشی جامع از فعالیتهای هسته ای ایران،به شوراهای حکام و امنیت ارائه دهد.

 

واژگان کلیدی:انرژی هسته ای،آژانس بین المللی انرژی اتمی،شورای امنیت،قطعنامه،جمهوری اسلامی ایران


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیرعباس امیرشکاری در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 18:31 |

سوابق و واقعیتهای حاکم بر تعیین نظام حقوقی دریاچه قزوین(مازندران)

 

چکیده

 

با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی،کشورهای تازه استقلال یافته قزاقستان،آذربایجان و ترکمنستان،استمرار قرارداد مودت 1921،در مورد حق کشتیرانی به صورت برابر و قرارداد 1940،در مورد ماهی گیری میان ایران و شوروی سابق را مورد اعتراض قرار دادند. اکنون کشورهای آذربایجان،قزاقستان و ترکمنستان،برآنند که تعیین حدود باید بر ابتنای خط منصف باشد و بدین روی،به هرکشور،سهمی اختصاصی،متناسب با طول ساحل دریاچه قزوین خواهد رسید.موضع جمهوری اسلامی ایران،آن است که سهم هر کشور،یک پنجم کل دریاچه قزوین باشد.روسیه،دارای نظریه ای مبتنی بر سازش است.بستر و زیربستر دریاچه،مطابق با دو موضع فوق،باید با خطوطی ناحیه ای،تقسیم گردد.آبهای دریا و در نتیجه ماهی گیری نیز باید میان تمامی کشورهای ساحلی مشترک و این اشتراک باید به گونه ای باشد که هر کشور،دارای منطقه انحصاری خاص خویش و کل دریاچه نیز دارای منطقه ای مشترک در مرکز باشد.روسیه،قزاقستان و آذربایجان،به تقسیم قسمتهای شمالی دریای قزوین مبادرت ورزیده اند؛هرچند به رغم اعتراض ایران،وضعیت حقوقی قسمت جنوبی،در ابهامی بیشتر است.

 

در 16 اکتبر 2007،نشست سران کشورهای حاشیه دریاچه قزوین در تهران،با صدور اعلامیه ای،دایر بر همکاری در تعیین نظام حقوقی دریاچه مزبور،صلح آمیز بودن آن و عدم توسل به زور،همکاری در مسائل زیست محیطی و مبارزه با تروریسم به کار خویش پایان داد.

 

تعیین نظام حقوقی دریاچه قزوین،از مناقشه برانگیزترین مباحث موجود در حقوق بین الملل است.مسکوت ماندن وضعیت حقوقی دریاچه های جهان،در کنوانسیونهای بین المللی،ناکافی بودن وضعیت حقوقی برآمده از معاهدات ایران و شوروی سابق در بهره برداری از منابع طبیعی غیرزندۀ بستر و زیر بستر دریاچه،علاوه بر تناقض مواضع کشورهای ساحلی با یکدیگر و حتی با مواضع گذشته خویش،موضوع تعیین نظام حاکم را امری پیچیده و دشوار ساخته و به نظر می رسد تا پای به عرصه نهادن نظامی عادلانه،راهی دراز در پیش است.

 

واژگان کلیدی:دریاچه قزوین،دریاچه مازندران،قرارداد 1921،قرارداد 1940،اعلامیه سران ساحلی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیرعباس امیرشکاری در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 0:39 |

درآمدی بر اندیشه های ولتر*

 

چکیده

 

ولتر(1778-1696)،فیلسوف و روشنفکر فرانسوی،بیشتر به دلیل بذله گویی،حدت ذهن و دفاع از آزادیهای مدنی،از جمله آزادی دین و حق محاکمه عادلانه،اشتهار یافته است.ولتر،فیلسوفی جدلی و انتقادی است که بیشتر به انتقاد کوبنده از دگماتیسم حاکم بر کلیسای مسیحی و نهادهای فرانسوی زمان خویش پرداخته است.علاوه بر کتب و مقالات فروان،در حدود بیست و یک هزار نامه خصوصی از وی به جای مانده است.ادبیات ولتر،ادبیاتی متعهد،توأم با طنز و لطیفه است که اغلب به منظور اهداف نمایشی و به گونه ای جدلی در حمله به باورهای مذهبی،به رشته تحریر درآمده است.ولتر،به رغم بی اعتقادی به مذاهب(به استثنای آیینهای هندو که صراحتاً آنها را می ستاید)،با الهام از اندیشه های عقلی و فیزیک نیوتونی،به وجود پروردگار جهان،معتقد است.وی در مقوله آزادی و اختیار،با تقسیم آزادی،به آزادی بی تفاوتی،به معنای عدم رغبت و تنفر آدمی نسبت به اقدامی خاص و آزادی خودجوش،به معنای انگیزه هایی که نتیجه نهایی غرایز آدمی و به گونه ای خودکار،معین سازندۀ ارادۀ اوست،بر آن است که به رغم امتناع وجودی آزادی ارادی آدمیان،آزادی در کردار آنان موجود است؛هرچند انسان زمانی دارای آزادی اقدام است که توانایی آن را دارا گردد.در مقوله اندیشه های سیاسی،ولتر،با رد دموکراسی به مفهوم روسویی آن،مدافع نظام پادشاهی نخبه،مبتنی بر تأثیرپذیری از فیلسوفان و حمایت از آزادی نخبگان برای بیان اندیشه های خویش است تا ضمن حفاظت از وحدت و یکپارچگی کشورها،شرایط بهتر آزادی،رواداری و نظامات نیکوتر در کنش قضایی را فراهم آورد.وی با انقلاب توده ای علیه حکومتها،مخالف است.در مجموع،اندیشه های ولتر،عموماً فاقد نوآوری بوده،در عرصه فلسفه ادیان،بیشتر ملهم از اندیشه های نیوتون و در فلسفه سیاست بیشتر ملهم از اندیشه های جان لاک است.اما تحلیل اندیشه های وی،به دلیل نقش انکار ناپذیرش،در انقلاب کبیر فرانسه و تأثیر بسیار در عرصه دگراندیشی و خردگرایی جهانی،حائز اهمیتی فراوان به نظر می رسد.

 

واژگان کلیدی:ولتر،خردگرایی،دئیسم،حمله به مذهب،حمله به کلیسا

 

*با سپاس فراوان از جناب آقای نقی پور،مدیر محترم سایت نصور،متن کامل این مقاله،در مجلۀ فلسفی اینترنتی زیزفون نیز انتشار یافته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیرعباس امیرشکاری در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 0:2 |

رساله های اخوان الصفا،هویت و محتوای آن*

مؤلف:پرفسور سید حسین نصر

ترجمه از متن اصلی عربی:امیرعباس امیرشکاری

 

چکیده

 

اخوان الصفا،جمعیتی است سرّی،از میان اسماعیلیان،که در قرن چهارم هجرت با نوشتن رسالاتی،پای به عرصه وجود نهاد.اخوان برآنند که هرکس بتواند فلسفه یونان و شریعت اسلام را با یکدیگر جمع کند،به کمال ایمان رسیده،پیوند فلسفه به حکمت،که منبع نهایی خویش را در کتب پیامبران کهن می یابد،انسان را داخل در مرتبه ملائک خواهد گرداند.از ویژگیهای دیگر اخوان،پیوند میان فلسفه و آیینهای دینی است.درعمل،هدف اخوان الصفا،هدفی ((تربیتی))؛یعنی وصول به وسیله ملکات بالقوۀ انسان به مرحله شکوفایی و کمال است؛به گونه ای که در موقعیت نجات و دستیابی به آزادی روحی قرار گیرد.این درحالیست که حق یگانه است و بدون آن که اقدامی فردی برای کسی فی نفسه باشد،روح خویش را به سوی تمامی مردم فرستاده است.اخوان با الهام از صوفیه،نفسهای خویش را از حیث روحی به مراتبی چهارگانه تقسیم کرده اند:صاحبان صنعت،صاحبان سیاست،فضلای کرام،پیامبران و حکیمان و دانشهای خویش را برگرفته از چهار کتاب دانسته اند:کتابهای ریاضیات و طبیعیات به زبان حکیمان و فلاسفه،کتابهای پیامبران،کتابهای طبیعی و صورت اشکال موجود و کتابهای الهی که تنها خاص فرشتگان بوده،کسی را یارای بسودن آن نخواهد بود.

 

واژگان کلیدی:اخوان الصفا،رساله ها،اسماعیلیه،باطنیه،سید حسین نصر

 

*به منظور تطبیق با متن اصلی عربی این جا و نیز به منظور مشاهدۀ فرازهایی از برگردان متن در روزنامۀ ایران شماره های 1 و 2 را کلیک کنید.ترجمۀ کامل متن،به همراه پاورقی،در ادامۀ مطالب،موجود است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیرعباس امیرشکاری در شنبه یکم دی 1386 و ساعت 0:1 |

دادگان یکساله شد

 

((حکیمی پسران را پند همی داد که جانان پدر هنر آموزید که ملک و دولت دنیا اعتماد را نشاید و سیم و زر در سفر،بر محل خطر است؛یا دزد بیکار ببرد یا خواجه به تفریق بخورد.اما هنر چشمه زاینده است و دولت پاینده و گر هنرمند از دولت بیفتد غم نباشد که هنر در نفس خود دولت است؛هرجا که رود قدر بیند و در صدر نشیند و بی هنر لقمه چیند و سختی بیند.))

سعدی،گلستان

 

بسی مایه شادمانیست که یک سال پرافتخار،از ایجاد وبسایتی جدید بر ابتنای علم و دانش و فرهنگ سپری گشت.وبسایت دادگان،که یکسال پیش،به منظور ترویج دانش در میان دانشجویان پای به عرصه وجود نهاد،پس از یکسال با شش هزار و سیصد بازدید از بیش از 30 کشور جهان،در میان وبلاگنویسان و عاشقان علم و ادب و فرهنگ،اشتهاری غیر قابل تصور یافت.بسیاری از مقاله های این وبسایت،همراه با ذکر نام نویسنده،در تارنماهای دیگر نیز نمایش داده شده،مورد اقبال فراوان واقع گشت.

 

امروزه آنچه که حائز اهمیت فراوان است حضور اندیشمندان،دانشپژوهان و به ویژه،دانشجویان در عرصه های مختلف اندیشه و تفکر و فرهنگ است.آن گونه که در تمامی ممالک مترقی جهان،دانشجویان،نماد روشنگری و از پیشگامان جنبشهای فکری جدید به شمار می روند،شایسته است که دانشجوی ایرانی،نماد روشن اندیشی و جنبش فکری کهن ایران باستانی باشد.جامعه جهانی با سرعتی بی مانند به سوی علم و دانش و هنر در حرکت است و شایسته نیست تا ایرانیان،که در بنیادگذاری علم و فرهنگ وهنر در زمره ملل متمدن بوده اند از این قافله عقب مانند؛چرا که جهانیان به دیده قضاوت می نگرند و در دهکده کنونی جهانی که ارتباطات بین المللی،با توسعه تکنولوژی،روز به روز افزایش می یابد نمی توان درها را به روی تمدن جدید و گسترش آن بست.بدین روی است که دانش علاوه بر تأثیر فراوان آن در جامعه ملل،بنیادهای زندگانی شخصی آدمی را نیز دگرگون می سازد و هرگاه زندگانی انسانها،توأم با دانایی و فرهنگ باشد،بخت دستیابی به سعادت ونیکبختی فزونی خواهد یافت.

 

وقتی افتاد فتنه ای در شام        هـر یک از گـوشـه ای فـرا رفتند

پـســـران وزیر نــاقص عـقـل        بـــه گدایی به روســــــتـا رفتند

روســــــتا زادگـان دانشمند         بـــه وزیری پـــادشـــــــــا رفتند

 

هیچ مصیبتی بدتر از جهل،آن هم از نوع مرکب آن نیست.باید دیدگاههای مبتنی بر بحث آکادمیک و اصولی به دور از تعصبات کور و اندیشه های ارتجاعی و واپسگرا بر سرتاسر جامعه دانشگاهی ایران حاکم گردد تا عفریت جهل و نادانی کنار رود و خورشید سعادت و نیکبختی از پس شامگاه جهل و نادانی و کوههای سر به فلک کشیده عصبیت کور تابیدن گیرد.چنین است که آنچه که صورت می یابد توجه به واقعیات دگرگونی اجتماعی در راستای حساسیتهای کنونی جامعه بین المللی است که می تواند از کشورمان تصویری نیکو در اذهان جهانیان ترسیم سازد.بدین روست که باید به دور از تعصبات و جنجالهای نابه جا به نقد علمی و شناسایی گفتمانهای فکری روی آورد تا حقیقت علوم بر همگان آشکار گردد.

 

دلایل بباید به حجت قوی       نه رگهای گردن ز غیرت قوی

 

امید است که این وبسایت به دور از وابستگی و تلقین یک اندیشه خاص،جدای از جناح بازیها و سیاست زدگیها،و به دور از فرقه گرایی و بی حرمتی به اندیشه های ملل متمدن،تنها با توجه به دانش صرف،راه خردورزی و حاکمیت اندیشه منطقی را هموار سازد و نمونه ای  برای سایر دانشجویان و دانشپژوهان قرار گیرد.

 

                                                    اینچنین باد!

                                                     اینچنین تر باد!

                                                      امیرعباس امیرشکاری

                                      دی باذر روز از آذرماه یکهزار و سیصد و هشتاد و شش خورشیدی

 

+ نوشته شده توسط امیرعباس امیرشکاری در پنجشنبه هشتم آذر 1386 و ساعت 7:8 |